تبلیغات
پسته‍ ‍خانوم‍ - پسته هفتصد و سوم
پسته هفتصد و سوم
دیروز بود که صدای شیون هاشون بلند شد!
نزدیکای عصر، غروب هم اومدن بردنش!
صبح هم خواب بودم که همسایه ها اومدن با هم رفتن برای دفن کردنش1
پیرزن همسایه بغلی رو میگم...


پسته نوشت1:
الان دوباره توی کوچه بنر مشکی زدن و تا چند روز صدای عزاداری میخواد حالم رو بهم بریزه!
انگار کوچه ماتم گرفته!
چرا نزدیک پاییز میشیم انقدر حالم بد میشه؟


پسته نوشت2:
هوا هوای جدایی هوای تنهاییست
"ـسعید ـترکابادی"

[ سه شنبه 20 شهریور 1397 ] [ 12:38 ب.ظ ] [ پسته خانوم ] [ پسته شکسته () ]
آخرین مطالب