پسته ششصد و پنجاه و چهارم
اگر توی رابطه ایی نادیده گرفته میشد و این عمل، بارها و بارها تکرار میشه،بار و بندیل و خاطراتتون رو بریزید توی‌یه چمدون و از اون رابطه بی سر و صدا بیایید بیرون، انقدر که حتی بسته شدن در هم طرف مقابلتون رو جلب نکند‌.
وقتی دارید توی یه رابطه اذیت میشید از نادیده گرفته شدن، حتما یه جای کار میلنگه، و مطمئن باشید که جایگاهتون کمرنگ تر از اون چیزی هست که فکر میکنید.
وقتی کسی براتون از روح و جسمش مایه میذاره و انقدر براتون‌ پرپر میزنه تا هم روحش آزده میشه و هم جسمش ضعیف راحت از کنارش نگذرید، آدمها جایگاه های با اررشی دارند که بنا به نادیده گرفته شدن به اجبار ترکشون میکنند.
انقدر‌راحت دل می کنم از دوستان و اطرافیان که دارم کم کم تبدیل به مجسمه میشم، شاید تصمیم بگیرم تبدیل به یه لبخند ملیح شم، مثل مونالیزا و دست آخر یکی پیدا شه و بگرده و‌ببینه پشت این لبخند ملیح چی پنهان شده!
وقت جمع کردن بار و بندیل ندارم، همه خرت و‌پرت های ذهنم رو‌میریزم توی یه کیف کوچیک رو دوشی و بدون کوچکترین اطلاعی از دل طرف مقابلم میزنم بیرون! 
گاهی بار‌و بندیل بستن برای فرار از شرایط سختی که طرف مقابلون براتون ساخته، بیشتر اذیتتون میکنه!
بی هیچی از جلوی‌چشماش محو میشم و مطمئم حتی رفتم هم باعث نمیشه تا حواسش پرت شه...




پسته نوشت1:
من همان پنجره ی رو به خیابان بودم
که شبی بسته شد و رو به کسی باز نشد
"ـمهدی ـفرجی"

[ یکشنبه 6 اسفند 1396 ] [ 11:50 ب.ظ ] [ پسته خانوم ] [ پسته شکسته () ]
آخرین مطالب